فرار از حیرت

فراتر از فاهمه سیاسی و میدان‌های رسانه ای است، خبر از جنس هستی و وجود (اگزیستنس) است، مای ملی آماج تنش است اما از آنجا که در نظام آگاهی ایرانی، شهادت، مرگ نیست بلکه حیات است،می‌توان بر آن فائق آمد.
کد خبر: 52318
زمان انتشار: 23 مه 2024 - 13:36 ب.ظ -
18 بازدید

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی سه خبر،فراتر از فاهمه سیاسی و میدان های رسانه ای است،خبر از جنس هستی و وجود(اگزیستنس) است، مای ملی آماج تنش است اما از آنجا که در نظام آگاهی ایرانی، شهادت، مرگ نیست بلکه حیات است، می توان بر آن فائق آمد، بستگی دارد تا کجا این حقیقت، به اعتبار اجتماعی درآید.خبر مبهوت کننده است برای هواداران و مهیب برای دیگران اما اکنون ،زمانه حیرت نیست، برای حیرت فرصتی نداریم، حادثه ها آنقدر سریع تر از ادراک ما هستند که در آنها گم نشویم.

مرحوم آیت‌الله رئیسی، امروز در میان ما نیست و سوگ بر او اگر فعال و سازنده نباشد، این خود اوست که بیش از همه اندیشناک و نگران خواهد ماند. برای این مهم باید شاخص های منش و کنش او را بازشناخت.باید زمانه او را درک کرد و باید اهداف تحولی او ولو محقق نشده ها را مرور کرد،واقعیت این است که نام آیه الله رئیسی، یک چتر برای جربان تحول گرای جوان انقلابی بود که تاریخ تولدش به دولت نهم بر می گردد، این جریان البته در چارچوب دولت ها و اشخاص نمی گنید و شاید هنوز هم چنین باشد.والد این جریان رهبری حکیم انقلاب بودند و هنوز هم بر آن پدری می کنند.من یک تجربه وجودی نسبتا عجیب در این چند روز دارم، سوای شخصیت حقیقی حاج آقا که اوج صفای باطنی و اخلاص عملی بود؛ گریه و اشک و سوگ برای یک جایگاه حقوقی را می چشیم.

اینکه در این مقطع خادم خالص و پراراده ای مانند آیت‌الله، رئیس جمهور ایران بود، مهمتر از این بود که ایشان چقدر دوست داشتنی است.برای خود او هم خودش مهم نبود، برای او نظام و تحقق یا امتناع دولت اسلامی مساله بود. احساس می کنم موجودیت جوان مومن انقلابیِ حاضر در میدان جهاد خدمت( با همه خلا ها و نقص ها)، در حال صعود از سطح امر سیاسی به سقف امر اجتماعی بود که یکباره به پرنده ای بی بال و پر بدل شد(خوف آن را دارم)، البته این شطحیات را طبیعتا اغراق ناشی از داغ بدانید و رجاء را کنار خوف نگه دارید؛ اما توجه داشته باشیم که یک چتر باز برای فرود به سلامت به میدان گام دوم انقلاب اسلامی را ظاهرا از دست داده ایم و باید عمیق و راهبردی به این ابتلاء بنگریم.

دستاورد بزرگ دولت مردمی و شخصیت شهیدآیت‌الله رئیسی، نوعی از درمان یا تدبیر نسبت به تفارق یا تعامل یا توحد نهادهای انتسابی و انتخابی در نظام سیاسی و سیاستی کشور بود.ولایت پذیری ایشان عین جمهوریت خواهی ایشان بود.مردم خط قرمز او و حکمت ها و دکترین های ولی فقیه، بنیان حرکت وی بود.نباید این شاخص مهم آن هم در زمانه زوال سرمایه های اجتماعی کلان مقیاس را دست کم بگیریم، البته برخی منسوبین و اعضای دولت وی خود فاقد این توان نظری و عملی بودند اما اصل ممشای مرحوم آیه الله رئیسی ، راه اصلاح و سامان حکمرانی در چارچوب قانون اساسی کشور است.این موفقیت نسبی، به “عاملیت وی مربوط بود، لکن باید تلاش کنیم آن را به وادی “ساختار” هم برسانیم.

افزایش و احیای سرمایه اجتماعی دولت در کشور، آن هم پس از ادوار متعددی از تکنوکراسی و نئولیبرالیزم، و باز سازی سازه امید(در مخاطبان گوناگون) امر پیچیده و مستلزم هماهنگی ظریف بود ها و نمودهاست،دولت سیزدهم و علمدار آن،مولفه های امیدسازی را داشت چرا که واقعا برای خود(حزب و باند و جناح و دسته) چیزی نخواست، اساسا فراتر از این حدیث نفس های سیاسی بود، البته این پوست اندازی جناحی در کشور به خاطر ضعف راهبری نخبگانی، الزاما و جبرا امر خوش فرجامی نیست و انتخابات گذشته هم نگرانی هایی را در این باب تشدید کرد.اما مردم،خود آقای “رئیسی” را سالم، عادل، دلسوز، عاشق و خالص می فهمیدند و این یعنی سکوی جهش در سرمایه اجتماعی، آه و صد حیف که موانعی حادث شد و راه ناقص ماند، هرچند همه ما مامور به مداومت و سماجت بر این عهد هستیم.

تحقق اخلاق در عین قدرت معمای لاینحل تاریخ فلسفه سیاسی بوده است. اگر در هرچیزی مرحوم شهید ما را بتوان نقد کرد، شکی نیست که در قله اخلاق در میان سیاست ورزان امروز ایران بود.سال ها باید نوشت و گفت تا مشی اخلاقی حاج آقا تبیین شود.گذشت و صبر و سعه صدر در راس سجایای اخلاقی وی بوده است.سخت ترین موقعیت اخلاقی این است که مرئوس مطیعی داشته باشی و عیب و خطای او را بفهمی و به او بفمهمانی اما او را تصغیر و تحقیر نکنی ، برای بسیاری مردم ما ، مشی اخلاقی و تربیتی قائل شدن برای یک رئیس جمهور دیگر به یک افسانه بدل شده بود اما این رویش الهام بخش انقلاب اسلامی نشان داد اخلاق و سیاست در پرتو ساخت درونی انسان سالک، ممکن و مهیاست.ساده زیستی،مسدود دانستن هرگونه فرصت برای منتسبین خانوادگی، طرد هر نوع دروغ و بهتان و تدلیس در رفتار،انزجار از چاپلوسی و مجیزگویی،در قامت این شهید بزرگوار مجسد بود و بر همین اساس به میزانی که نامعادله رسانه ای اجازه داده،محبت ایشان بر قلوب مردم نشسته است.

داستان مرحوم شهید رئیسی، تازه از امروز شروع شد،او حجت بلیغ ورود ما به گام دوم است.اگر حاج قاسم، مهر تایید و رمز عبور از گام اول به دوران جدید انقلاب اسلامی بود،رئیس جمهور فقید، در اوج تحول گرایی، آرمان خواهی،نفی قبیله سالاری و ایده خلوص گرایی ،به طرازی عینی برای مسئولیت و مسئولان در جمهوری اسلامی بدل شد.این داستان را باید به صد زبان نقل کرد و نگذاشت نظم سیاسی و امر رسمی در ایران، از این نصاب و طراز متعالی بیفتد،کار ما تازه شروع شده،اگر ایران را دوست داریم، نگذاریم این داغ سرد شود.

نوشته شده توسط:

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *