میگفت برای اینکه اسم فرزند جدیدم را «مسیحا» بگذارم، همه راهها را رفته بودم و دیگر ناامید شده بودم. یکبار آقای رئیسی را با یکی دو محافظش در خیابان دیدم. خیلی از او خوشم نمیآمد ولی چیزی مرا به سوی او کشاند.
به گزارش ۳ خبر روزنامه جوان با بیان این خاطره نوشت: جلو رفتم و گفتم: حاجآقا! عرضی دارم؛ و گلایهام را به او گفتم. آنموقع آقای رئیسی مسئولیت قضایی داشت. با درخواست خودش به اداره ثبت احوال مشهد رفتیم. از همان دم در زنگ زد و به مسئول مربوط گفت با دفتر ثبت پایین بیاید. انگار میخواست تحکمی به او کرده باشد. طرف آمد و حاجآقا گفت این اسم چه اشکالی دارد که آن را ثبت نمیکنید؟ همین الان جلوی من اسم بچه را با همین مسیحا ثبت کنید. از خوشحالی داشتم بال در میآوردم.
17302
این مطلب بدون برچسب می باشد.
تمامی حقوق این سایت محفوظ است.
دیدگاهتان را بنویسید